Inspired by Tim Vand Damme

Network

Blog

۲۱ بهمن ۱۳۸۲

انسان. انسان و تنها انسان


دوستی از من خواسته بود تا پاسخی بدهم به پرسشی كه كل هستی بناشده است بر آن. پرسش اين است : از نگاه تو انسان آن گونه هست که به نظر می رسد يا بايد آنگونه که هست درک شود تا حقيقت وجوديش آشکار گردد. اين هم از همان پرسشهای گرهی تمام فلسفه كهن تا عصر حاضر است . اما من می كوشم پاسخ در حد شعور و شناخت خودم به آن بدهم . انسان موجودی اجتماعی است ، مانند تمامی موجودات ديگر . تنها فرق او با آنها اين است كه انسان به علت فيزيك مادی مغزش می تواند بينديشد و به انديشه هايش كاركرد روزانه بدهد. همين انديشيدن او را به اينجا كه امروز هست رسانده است. شناخت انسان بدون شناخت محيط زيستش ناممكن است. انسان تنها موجود پيچيده اجتماعی است كه می تواند انديشه هايش را نهان دارد و به قول معروف چيزی بيانديشد ، اما خلاف آن عمل كند. هر انسانی با توجه به اينكه در جمع زندگی می كند ،اما همواره در ذات و گوهر خود تنهاست. همين تنهايی درون است كه باعث می شود شش و اندی ميليارد انسان روی زمين با هم متفاوت باشند و يك جفت نمی يابی كه مانند يكديگر بيانديشند و عمل كنند، حتی اگر دو قلو باشند. و اما انسان در محيط شكل می گيرد و نخستين محيط هم كه خانواده است و سپس اجتماع. هرچه اين خانواده و اجتماع دمكراتيك تر و انسانی تر باشد پيچيدگی انسانها هم كمتر و ذهنشان خلاق تر و روانشان آزادتر و به گوهر انسان واقعی نزديكتر. انسان جامعه دمكراتيك از همان كودكی می آموزد كه به همنوع خود احترام بگذارد. به درخت به سبزه به گل به حيوان و به قانون جامعه احترام بگذارد. اين انسان چون غم نان ندارد و به كار و انديشه اش در جامعه احترام می گذارند او هم به جامعه احترام می گذارد و اموال اجتماعی را متعلق به خودش هم می داند. شناخت اينگونه انسان كه به گذاشتن ماسك و شب و روز تقيه كردن اسلامی احتياجی ندارد، سخت نيست.

و اما انسانی كه من و شما باشيم و در زير سايه سرنيزه بدنيا آمده ايم و از همان نخستين روز تولد به ما فن زيستن زير سرنيزه را ياد می دهند، شناختنمان بسيار پيچيده است.ما ياد گرفته ايم كه در خانه، يك نوع برخورد كنيم و بيرون كه می رويم طور ديگر.يادم می آيد در سالهای ۶۰ در مدرسه به بچه های كوچك كه هنوز ذهنشان به جهان باز نشده بود می گفتند اگر كسی پدر يا مادرش در خانه نماز نمی خواند يا اگر مشروب می خورد بيايد و گزارش بدهد و چه بچه های معصومی كه از اين راه پدرانشان را به بيكاری و خانه نشينی نكشاندند. انسانی كه در محيط جامعه اسلامی بار می آيد كه در نود و نه درصد جوامع ديكتاتوری و بدوی مثل عربستان سعودی و كويت هستند و يا ايران خودمان : قانون را به تخمش می گيرد. احترام به هم نوع كه پيشكش . احترام به طبيعت به موجودات زنده ديگر، صفر. احترام به ديگر مذاهب و انديشه ها و ايدئولوژی ها ، صفر. تنها و تنها دو رويی . دو زبانی . پشت هم اندازی و دروغ و تقلب و نماز و روزه و هزار كلك ديگر. يازده ماه از سال هر بلايی كه می خواهد سر ديگران می آورد . ماه عاشورا می خواهد همه گناهان را به يك روزه بشويد. و اين هم می شود كاسبی آخوند جماعت و اين دايره لعنتی انسان لعنت زده می چرخد بر مدار نكبت و واماندگی. كودكی كه از پدر كتك می خورد. از معلم و مدير كتك می خورد . از برادر بزرگتر كتك می خورد. از كودكان بزرگتر از خودش كتك می خورد. از لباس شخصی . از پليس از دولت از همه كتك می خورد. اگر كه نشود يك آدمكش حرفه ای مثل شهيد بزرگ دانشگاه اوين آقای اسدالله لاجوردی می شود چه ؟ دختر كه باشد ديگر واويلا. انسان اين جامعه اگر بتواند به يك انسان معمولی كه آزار به ديگران و به خودش نرساند بايد بگذاريش روی سر و حلوا حلوايش كنی. نمی دانم پاسخت را گرفتی دوست خوب و مهربانم يا نه.

اگر درست می گويم . بياييد همه از امروز به خودمان بگوييم : برای ساختن يك ايران زيبا از هم اكنون می كوشم كه بچه خود را راستگو . درست پندار و شجاع بار می آورم و به او ياد می دهم كه به طبيعت و انسان احترام بگذارد و به قوانين انسانی ( نه قانون های اسلامی كه اول بار توسط خود سازندگانش پايمال می شود) احترام بگذارد. برای هيچ امری خشونت بكار نمی برم و.....

0 نظرات:


پرسش Design by Insight © 2009